ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
290
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) است ، اكنون هم اگر زنده بمانم در آن مورد حكمى مىدهم كه هر كس مىتواند قرآن بخواند يا نخواند بتواند قضاوت كند و حكم دهد . آن گاه گفت : خدايا من تو را گواه مىگيرم كه فرمانداران شهرستانها را براى اين فرستادم كه به مردم دين و سنت پيامبرشان را تعليم دهند و با دادگرى برايشان حكومت كنند و غنيمت را ميان آنان تقسيم كنند و دستور دادم مشكلات ايشان را به اطلاع من برسانند . اين نكته را هم بگويم كه شما دو سبزى كه به نظر من خبيث است مىخوريد پياز و سير و ديدم كه رسول خدا ( ص ) اگر در مسجد از كسى بوى آن را استشمام مىكرد دستور مىداد دست او را بگيرند و از مسجد بيرون برند و به بقيع برود . اكنون هم هر كس ناچار از خوردن اين دو سبزى است حداقل آنها را بپزد كه بويش كمتر شود . [ بوى آنها را با پختن بميراند ] . يزيد بن هارون و عبد الملك بن عمرو عقدى و هشام طيالسى از شعبه ، از ابو حمزة ، از قول مردى از قبيلهء بنى تميم به نام جويرية بن قدامه نقل مىكنند كه مىگفته است * من هم در سالى كه عمر درگذشت حج گزاردم ، و چون عمر به مدينه آمد خطبه خواند و گفت : در خواب چنان ديدم كه گويى خروسى مرا منقار زد و فقط همان جمعه را زنده بود و بعد مضروب و كشته شد . گويد ، نخست اصحاب پيامبر ( ص ) به ديدار او رفتند و سپس مردم مدينه ، بعد مردم شام و پس از آنها مردم عراق و ما گروه آخرى بوديم كه پيش او رفتيم و هر گروهى كه داخل مىشدند مىگريستند و بر او درود و ثنا مىفرستادند ، هنگامى كه من وارد شدم ديدم بر زخم او پارچه بستهاند ، از او خواستم ما را وصيت كند و هيچ كس غير از ما از عمر تقاضاى نصيحت و وصيت نكرده بودند ، عمر گفت : شما را نسبت به كتاب خدا سفارش مىكنم كه هر گاه از آن پيروى كنيد گمراه نمىشويد ، و شما را نسبت به مهاجران سفارش مىكنم كه مردم كم و بيش مىشوند و شما را به انصار سفارش مىكنم كه آنها پناهگاهى هستند كه اسلام به آن پناه برده است و شما را نسبت به اعراب سفارش مىكنم كه آنها اساس و ماده شمايند ، و برادران شما و دشمن دشمن شمايند ، و شما را نسبت به اهل ذمه سفارش مىكنم كه آنها در پناه پيامبرتان هستند و موجب روزى عائلههاى شما ، و برخيزيد برويد . محمد بن فضيل بن غزوان ضبّى از حصين بن عبد الرحمن ، از عمرو بن ميمون نقل مىكند كه مىگفته است * آمدم و ديدم عمر بر حذيفه و عثمان بن حنيف ايستاده و به آنان مىگويد : بترسيد از آنكه بر زمين چيزهايى را تحميل كنيد كه طاقت آن را نداشته باشد .